اکنون که در حال نوشتن این مقاله هستم ، اندکی از 22 ابان گذشته . 22 ! عددی که شاید کمتر کسی تصور میکرد چنین نحس شود . براستی چه کسی از یاد میبرد 22 خرداد را ؟ روزی که ایران به پا خواست برای فردایی بهتر . و همه برای یک هدف سبز شدیم :”ازادی ایران” . ولی یکی که از ما نبود این را دوست نداشت ،
” یه ولی فقیه وقیح شنیع | یه معاویه گم تو لباس علی “
او بود که نه فقط ایران ، بلکه ایرانی را ازاد نمیخواست . دلش نمیخواست و همین کافی بود . ولی خطایش این بود که نمیدانست کار به این جا ختم نمی شود . از انروز تا به امروز 6 ماه میگذرد و ما استوارتر از همیشه ایستاده ایم ، برای همان هدفمان :” ازادی ایران ”. درسهای فراوانی یاد گرفتیم و تجربه های زیادی کسب کردیم . خلاصه این که کم کم داریم تبدیل میشویم به یک فروند انقلابی کامل . دیروزها را به امید فرداهایی بهتر در تاریخ سبز ثبت کردیم ، فرداهایی بهتر برای خودمان ، نسل بعد از خودمان و از همه مهمتر میهنمان .
روز قدس گذشت و سبز شد ، 13 ابان هم ! روزهایی مهم و سرنوشت ساز دیگر در پیش است ، همچون 16 اذر !
16 اذر در پیش است و ما باید با استفاده از تجارب قبلی بهترین استفاده را از این فرصت ببریم . با بررسی روند کلی اعتراضات جنبش بعد از انتخابات به این نتیجه میرسیم که اگر اعتراضات جنبش در همان روزهای اول پس از انتخابات تداوم پیدا میکرد شاید هم اکنون نیازی به نوشتن این مقاله نبود ، چرا که هیچ حکومتی توان مقابله با چنین حرکتی را نداشت . اگر در پی علت این حرکت براییم متوجه میشویم که ریشه در فهم و شعور مردم دارد ، چرا که هم مردم فهیم تر از همیشه (30 سال بعد از انقلاب ) ظاهر شده بودند و مهمتر از ان اینکه به شعور جمعی انها توهین شده بود !واین گرمایی نبود که پس از چند ماه سرد شود ، بلکه پختگی بود که خامی در انتظار ان نبود ولی انچه باعث کم شدن سرعت حرکت جنبش می شد ، فاصله هایی بود که بین اعتراض های بعد از ان قرار گرفت .
اگر بخواهم ضرورت تداوم حرکات را بهتر بیان کنم باید جویای جواب این سوال باشیم که چرا بعد از گذشت 3 روز از شروع اعتراض ها به نتایج انتخابات شاهد حضور میلیونی مردم در روز 25 خرداد بودیم ؟؟ درخواست مهندس موسوی شاید نیمی از ان بود ولی بقیه به خاطر اگاهی احاد مردم ( حتی طبقه ی ضغیف اقتصادی ) از این بود که این جنبش مثل بقیه حرکت ها زودگذر و مخصوص عده ای خاص از جامعه نیست ! بعد از گذشت یک روز جمعیت معترض بیشتر شد و بعد دو روز با به اوج رسیدن برخوردها شاهد سیل عظیم مردم بودیم ( که خوب نباید فاکتور سخنرانی احمدی نژاد را در مورد ”خس و خاشاک” از قلم انداخت ، چرا که جو را به شدت ملتهب تر کرده بود )
ما به روز های حکومتی نیاز داشتیم تا با حد اکثر اطمینان به خیابان ها بیاییم ، دلیل ان هم فقط یک چیز بود ، بستن دست نظام از بروز هر گونه خشونت ، چرا که خشونت برای جنبشی که خواسته های خود را بطور مسالمت امیز بیان میکند خطر جدی به حساب میامد ، چون ممکن بود هر لحظه کردم هم برای دفاع از خود دست به خشونت بزنند و این جز ضرر چیزی برای جنبش نداشت . در ان زمان ما بیش از هر چیز به اتحاد مردم نیاز داشتیم . در روز قدس و 13 ابان ما تجدید قوا کردیم وبار دیگر به دنیا نشان دادیم که سبزها همچنان متحد ایستاده اند .
متاسفانه ما در روز 13 ابان شاهد خشونت بی حد و مرز نظام بودیم ولی انچه ما را نگران نمیکرد ، اتحاد بی نظیری (حداقل در طول این 6 ماه) بود که بین مردم شاهد بودیم . که در بعضی مواقع حتی موجب فراری دادن نیروهای امنیتی شد . در این بین نباید فراموش کنیم که خواسته ی مردم از یک انتخابات ساده بسیار فراتر رفته ، شعارها فراتر رفته و گاهآ به شخص رهبری برمیگردد ( حتی شاهد لگد کردن تصویر رهبر فرضانه بودیم ) حال اگر مرور کوتاهی داشته باشیم دلیل تشکیل جلسه فوری کمیسون امنیت ملی با نظامی ها در مورد وقایع 13 ابان را متوجه خواهیم شد . ” ریختن ترس مردم و اتحاد بینشان و هم چین فراتر رفتن دامنه اعتراضات و خواسته های انها ” اگر همه ی دلیل نباشد حداقل ، حداکثر ان است .
خشونت نظام در 13 ابان باعث شد که ما فاکتور اصلی انتخاب روزهای حکومتی برای ادامه ی اعتراضات ( که همان محدود کردن نظام در استفاده از خشونت برای سرکوب مردم بود ) را از دست بدهیم .
پس دیگر نیازی به انتخاب چنین روزهایی برای ادامه اعتراضات نیست ؟؟ به نظر نویسنده هنوز راجع به این سوال نمیتوان تصمیم گرفت ، چرا که ما هنوز به دو مقوله ی مهم دیگر رسیدگی نکرده ایم .
روزمرگی
رکود هر چیزی باعث از بین رفتن خودش میشود . حال این رکود میتواند حتی تحرک داشته باشد ولی تحرکی که صرفآ ذر حال در جا زدن در نقطه ای خاص است . حال این نقطه هم میتواند زمانی باشد ، هم مکانی ،و یا هر نوع دیگری .
متاسفانه جنبش در 3 حرکت اخرش دچار رکود زمانی شده که در اخرین حرکت( 13 ابان ) شاهد شروع رکود زمانی هم بودیم . رکود زمانی به این معنا که که طول عمر هر حرکت جنبش تنها چند ساعت ان هم فقط در یک روز است ولی این تمام ان نیست ، معنا زمانی کامل میشود که در هر 3 حرکت اخر این وضعیت به طور جد حاکم بود. این نوع رکود ضررهای خاص خود را به جنبش میزند که یکی از مهمترین انها ” عادت” شدن این گونه اعتراضات برای افرادی از جامعه هست که حتی ممکن است سبز باشند ولی در تظاهرات ها حاضر نشوند ( به هر دلیلی ) واین عادت موجب تقویت این حس در فرد میشود که مثلآ فرد دچار این توهم میشود : ” خوب یه روز دیگه قراره شلوغ بشه و یه عده ای بیان تو خیابون ! اخرشم کتک میخورن میرن خونشون ، اخرش که چی ؟؟ این حکومت اصلاح پذیر نیست !! ” .
حال شما تصور کنید که اگر بعنوان مثال این اعتراضات در 2 الی 3 روز پیاپی انجام میگرفت ، میتوانست چه تاثیر شگرفی در همان فرد بگذارد . ممکن است در روز دوم هم همچنان بر باور خود ایستاده باشند ولی مطمئن باشید که با تداوم اعتراضات میتوان حتی باور های هر فردی را تغییر داد و به عده ای که هنوز این جنبش را جدی نگرفته اند فهماند که ” این تو بمیری از ان تو بمیری ها نیست ” ، تا بلکه انان هم به جمعیت معترض در روزهای بعد بپیوندند .
در ضمن همانطور که فاصله ی بین تظاهرات ها برای ما مضر است برای نیروهای سرکوبگر مفید است ، چرا که وقت کافی برای ارائه ی راهکارهای مختلف برای مبارزه با ما در یک روز خاص را دارند ، و بدین ترتیب قوی تر از گذشته ظاهر خواهند شد . ذکر یک نکته در این بین ضروری است که هیچ وقت نباید دشمن خود را دست کم بگیریم و به به نوعی به انها اهمیت ندهیم ، شاید اگر همان ابتدا نظام این اعتراضات را جدی میگرفت کار به این جا نمیرسید ولی اشتباه بزرگی بود که هم اکنون هم در حال خوردن چوب همان اشتباه هست . ما هم نباید طرف مقابل خود را دست کم بگیریم . حتی ترس هم در حد عقل منطقی است و نباید این را هم فراموش کرد که جنبش ما جنبشی مدنی و صلح دوست است که خواسته های خود را بصورت مسالمت امیز بیان میکند . به موضوع اصلی برگردیم .
منظور از رکود مکانی هم اینست که ما نباید اعتراضات را محدود به چند منطقه ی خاص از هر شهر کنیم ، چرا که هم ممکن است مجددآ در بخشی از جامعه این تصور غلط را ایجاد کند که اعتراضات محدود به طبقه ی خاصی از جامعه است که به اصطلاح در بالای شهر زندگی میکنند ، حال انکه نمیدانند که این جنبش محدود به طبقه یا محدوده ی خاصی از جامعه نیست . هم اینکه ما به نوعی خودمان از نیروهای سرکوبگر نظام دعوت میکنیم که مثلآ به هفت تیر یا به انقلاب بیاید .( که البته برای حل این مشکل راه حل های فراوانی موجود است که در موضوع این مقاله نمیگنجد ) که خوشبختانه ما به جز یک مورد ( 13 ابان ) تا بحال چنین مشکلی نداشتیم . ولی چون از قدیم میگن که ” پیشگیری بهتر از درمان است ” ، مقبول بود که اشاره ای هم به این نوع خطر داشته باشیم و هشداری داده باشیم .
هر نوع روزمرگی برای هر فردی در جامعه امکانپذیر است و این همان چیزی است که ما باید در هر شرایطی بسته به مکان و زمان در مقابل ان بایستیم . حال انکه اکنون خود ما بطور ناخواسته سازنده ی این روزمرگی ها هستیم ، پس ما باید در هر زمان و مکانی و قبل از هر گونه عملی در تصمیم گیری های خود تفکر عمیق داشته باشیم تا دچار چنین شرایطی نشویم که به ضرر جنبش باشد .
استقلال
مسئله ی دیگر از دست دادن استقلال جنبش است . جنبش ما حرف خود را دارد ، نماد خود را دارد ، شعارهای خود را دارد ولی روزهای خود را ندارد . ما خودمان بدون این که متوجه باشیم عملآ داریم روزهای جنبش را به دست نظام میدهیم . همانطور که قبلآ هم گفتم ما باید بسته به نیازهای زمانی خود ، روزی را انتخاب کنیم . چند ماه پیش نیاز بود که ما روز قدس را انتخاب کنیم ( که دلایلش را هم ذکر کردم ) ولی اکنون به نظر من دیگر وقت ان رسیده که کم کم راه خود را نه به طور کامل از نظام جدا کنیم . البته لازم به ذکر مشکلی که ما هم اکون دچار ان شده ایم بیشتر از انکه برای ما ضرر داشته باشد برای نظام خطر ساز است ( پس نباید در این پروسه عجله ای داشته باشیم ) ولی استقلال جنبش مسئله بسیار مهمتری است که باید مد نظر باشد .حال باید به این نکته توجه داشت که جدا کردن این مسیر باید به مرور زمان باشد تا در ایتدا با سرکوب گسترده روبرو نشود . پیشنهاد من اینست که بعنوان مثال تا چند ماه روزهای حکومتی را داشته باشیم ولی در کنارش روزهای خاص خود را پی بگیریم ، تا به مرور زمان بتوانیم روزهای بعدی را خودمان پایه گذاری کنیم و در عین حال نظام و مناسبتهایش را راحت نمیگذاریم . مثلآ “22 دی” با “22 بهمن” چه فرقی میکند ؟ یا 23 دی ؟ در هر صورت من وظیفه خودم میدانستم که به این موضوع هم اشاره ای داشته باشم .
چرا 16 الی 25 اذر سبز ؟
16 اذر در پیش است و سبزها باز هم در حال اماده شدن برای یک حرکت دیگر هستند . روز دانشجو . باز هم یک روزی که در تقویم جمهوری اسلامی ثبت شده است . ایا هنوز هم نیاز است ؟ بله و باید . 16 اذر باید سبز باشد ولی نه فقط 16 اذر . نه فقط 7 تیر ، کریمخان – ونک ! بلکه ما نیاز به طرحی داریم که دارای فاکتورهای ذکر شده ( لزوم استقلال و عدم روزمرگی ) باشد . 16 الی 25 اذر چطور است ؟؟
این ایده روز 13 ابان به ذهن من رسید ، روزی که در ولیعصر قدم میزدم و به چشم خودم میدیدم جمعیتی رو که هیچ کاری نمیتونست انجام بده ، جمعیتی که اومده بود ولی دودل بود که شعار بده یا نه ؟ در ان طرف یه عده دانش اموز راهنمایی و دبیرستان بودند که همه کار میکردند ، هم راهپیمایی میکردند ، هم شعار میدادند ، هم شاد بودند ، درست مثل 25 خرداد ما ! میدانید چرا ؟؟ چون انها کاملآ با برنامه از پیش تعیین شده امده بودند ، ولی ما ؟ درست در همان لحظه بود که ایده ی اولین ” اولین دهه ی جنبش سبز ایران ” به ذهنم رسید . البته ناخوداگاه دهه شد ، 16 که بود ، 25 هم ! به مناسبت همان 25 خرداد خودمان . شد ده روز ! یک دهه . ولی به همین سادگی هم نبود . ابتدا به دنبال راهکاری میگشتم که بتوان این جمعیت را متحد کرد یا به نوعی بهشان بگویم فردا هم بیایید . هم اینجا ، هم ازادی ، هم ولیعصر ، هم شیراز ، هم اصفهان ، هم مشهد ، هم … ولی دیگر دیر شده بود .16 الی 25 اذر در ذهنم تثبیت شد، چرا که هم جنبش را از رکود زمانی خارج میکرد و هم بعنوان اولین دهه تضمین گر استقلال جنبش بود ( و هم به مرور زمان روزهای بیشتری برای سبز ها در تاریخ ثبت خواهد شد ) هم میتواند نفس تازه ای برای جنبش باشد تا بتواند اتحاد را هر چه بیشتر در هر مکانی از ایران بین ما سبز ها تقویت کند و از همه مهمتر تداوم حرکت را به همراه دارد که بهترین عنصر است و امیدوارم به ضرورت و منفعت تداوم اعتراضات پی برده باشید ، چرا که واقعآ دیگر نمیدانم چگونه اهمیت این موضوع را شرح دهم .
اول اولبن دهه ی جنبش سبز یا دهه ی محرم ؟ مسئله اینست !!
… 26 اذر – 27 اذر … ! 27 اذر مصادف میشه با اول محرم . یکسری از دوستان میگن که اقا تو این 16 الی 25 اذر رو بیخیال شو ، بجاش بیا دهه ی محرم را سبز کنیم . خوب من که نمیگم از دهه ی محرم استفاده نکنیم ، ولی خوب یه مقدار مشکل سر راه هست که در زیر ذکر میکنم .
اینجا ایرانه … یه کشور مذهبی … بیشتر مردم اینجا مسلمونن … که خیلیاشون مثل من شیعه هستن … شیعه یا سنی یا وهابی یا هر مذهب دیگه ای به دو دسته تقسیم میشن : روشنفکر و یه تعداد ادم تندرو که فوق العاده بی منتطق هستن . خوب پس ما کلن با دو عده ادم سر و کار داریم که باید حواسمون به جفتشون باشه … دهه ی محرم هم از مهمترین مناسبتهای مذهبی مسلمون هاست … از اون دو دسته ( در هر دین و مذهبی ) هر کدوم برداشت خودشون رو دارند : روشنفکر هاشون به ماهیت فکر میکنن که خوب اگه نخوام خودم رو روشنفکر بدونم بایدد بگم که اونا میگن : ” خوب یه ادم خوبی بوده که از بس خوب بوده بعنوان پیشوا و امام قبولش داشتن ، حالا این اقای محتر پای عقیده و ارمانش که همون امر به معروف و نهی از منکر بوده ایستاده و حتی در راه هدفش شهید شده . خوب حالا ما باید از همه ی رفتارهای خوب این اقا (جدای از ملیتش ، بلکه بعنوان یک انسان) درس بگیریم و اون رو بعنوان یک الگو در ذهنمون داشته باشیم ” (عملآ رفتم بالای منبر ).
دسته ی دوم که عمومآ همین برادران باطوم محور هستند ولی حرف دیگری دارند : ” اقام امام حسین یک دونه بود ، مرد بود ، بهترین بود ، برترین بود (اصلآ یک کتاب ترین بود (خدایا توبه)) ، اصلآ حرف که میزد همون بود ، الان هم کسی غلط میکنه رو حرفش حرف بزنه !! سینه میزنیم ، تو سر و صورتمون چنگ میکشیم و احیانن اگه چیزی برای زدن نبود ، زن و بچه ی مردم که هستن ، اونا رو میزنیم ، اونم با چوب و باطوم !! “
خوب دسته ی دوم که رسمآ تعطیل ، چه محرم چه عید نوروز ، کاری ندارن !! فقط میزنن . ولی خوب احتمالآ اگر همین جوری بدون مقدمه بریم سراغ محرم شاهد خشونت خیلی بی در و پیکرتر برادران خواهیم بود ، تندرو هستن دیگه ، بی منطق ، پبش خودشون میگن : ” اینا تا دیروز فقط بچه سوسول بالاشهر بودن و سگ بازی میکردن و حق مارو خورده بودن و مرفه بی درد بودن و اینا ، ولی از الا دیگه رسمآ محارب هستند و خونشون واجب هست !! اون باطوم برقی من کو ؟؟ “
به نظر من این مشکل رو نمیشه حلش کرد ولی درجه حرارت برادران رو میشه بالا پایین کرد . که اون بسته به حرکت های قبلی و عمومآ به شعارهای گفته شده در اون حرکت ها بستگی داره . ولی در گروه اول که ما باید افرادی از این دسته را که نوز سبز نشده اند مد نظر بگیریم جریان کمی فرق میکند . این افراد که احتمال وجود قشر سنتی هم در بینشان زیاد است را میبایست با روش منطقی اگاه کرد که این حرکت ( دهه ی محرم ) به هیچ وجه در مقابل دستورات دینی نیست و هرگز قصد توهین به این مراسم ( عزاداری ها ) را ندارد ، بلکه معتقدیم هدف ما هم دور از اهداف حماسه کربلا نیست .
16 الی 25 اذر نوعی مقدمه برای حرکت بعدی ( دهه ی محرم ) است تا بتواند هم قدری از اتش برادران باطوم محور کم کند ، هم این عنوان را به گروه دیگر القا کند که ما نه ضد خدا ، نه ضد پیغمبر ، نه ضد قران و یا نه ضد تورات نیستیم .
با انتخاب 16 الی 25 اذر بعنوان اولین دهه ی سبز م به گروه اول نشان میدهیم که هدف ما از دهه ی محرم یک سو استفاده مذهبی و بی اعتنایی به اعتقادات شخصی افراد نیست ، بلکه فقط یه بازده زمانی مفید برای جنبش است ، دقیقآ مثل 16 الی 25 اذر سبز . همینطور بار دیگر به مخالفان و برادران بسیجی محترم در 16 الی 25 اذر میفهمانیم که نه دنبال خشونت ، نه دنبال تجاوز به اموال مردم هستیم و اگر هر اتفاقی در دهه ی محرم بیافتد نتیجه رفتارشان خودشان با مردم در دهه ی 16 اذر است ( به نوعی بتونیم دهنشون رو در محرم ببندیم تا شنونده ی دیدگاههای ” جالبشان ” که ما مزدور و کافر و جاسوس و غرب زده هستیم نباشیم )
در اخر هم عذر خواهی میکنم به خاطر نگارش ضعیفم و مبدل ان طولانی شدن متن . فقط امیدوارم توانسته باشم همان چیزی که در ذهنم بود را خوب منتقل کرده باشم . اگر چنانچه انتقاد و یا پیشنهادی دارید در نظرها مطرح کنید و اگر با گفته ها موافق هستید از همین الان ( همین الان ) به اطلاع رسانی در مورد دهه ی 16 الی 25 اذر را شروع کنید
مات
نوشته شده توسط ناشناس در 26/11/2009 در 23:34
عالی بود. کاملا موافقم.
نوشته شده توسط مریم در 27/11/2009 در 01:24
خیلی خوبه من موافقم. ولی باید از الان هر قراری که می شه گذاشت رو بگذاریم تا دیگه تناقضی وجود نداشته باشد مثل روز 13 آبان که یک عده هنوز مسیر را نمی دانستند که البته به خاطر این بود که یک روز قبل اعلام شد که من به آن مشکوکم. ولی خوبه که نهایت تا آخر این هفته تکلیف روشن بشه که قرار چه اتفاقی بیفته. ممنون
نوشته شده توسط دیوار در 27/11/2009 در 13:40
جالب بود. دفعه پیش گفتن بمونیم و نریم خونه. الان گسسته اش کردین که هر روز بیاییم. به نظرم به عقل اولی نرسیده بود این موضوع (یعنی خلاقیت کافی نداشت و عینن خواست کپی کنی ایده اون کشور رو…). طرح شما واقعیتره. احتمالن اگه تعمیم اش بدیم، میشه یه روز در میون بیان. خب یه روز مرخصی برای تجدید قوا. چون واقعن آدم اعصاب ش می ریزه بهم وقتی وحشی گری اینا رو می بینه…
من یادمه ۱۳ ابان با هر کی حرف زدم که توی تظاهرات بود، از کشتن بسیجی ها می گفت… اونایی هم که نیومده بودند و فقط تماشاچی بودن هم که «من میدونم نمیشه…». به نظرم لازمه یه روز استراحت… چون شب ش اگه رسیدی خونه و دستگیر نشده باشی، باید شروع کنی به پیدا کردن راهی برای اپلود عکس و فیلمهات، خبرگرفتن از دوستان و… دیر وقت بخوابی (من ۱۳ ابان که رسیدم خونه ۸ شب بود. از ۱۰ صبح بیرون بودم. گرفتم در جا خوابیدم تا فرداش… بعدش پاشدم یا الاه ایمیل ساختن و …)… اگه کتک خورده باشی، باید به خودت برسی… چهار تا آهنگی، گلی، درختی، چیزی گوش بدی و ببینی، یه کم آرامش پیدا کنی… خشم ت فروکش کنه…
اتفاقن منم به محرم فکر کرده بودم. نمیفهمیدم چطور یه قهوهای میخواد فکر کنه بهش… چطور خودش رو میخواد بذاره جای یار امام حسین… و مردم بیدفاع رو بزنه… پیش خودش چطوری توجیه میکنه که ما سپاه یزید هستیم ولی هیچی نداریم…
کلن روند اینه: ما منتظر اشتباه دشمن مون هستیم… خودمون واقعن قدرتی نداریم… من خودم بیشتر ازین زورم نمی رسه و هر چه بگذره ضعیفتر میشم. من که نمیتونم منتظر روشن شدن ملت الاغ مون بشم. یادم نمی ره. رفتم توی بازار روز تحلیف. شکه شدم. دیدم همه مشغول پول در آوردن هستن. و من مشغول مبارزه. حالم بهم خورد… اگه واقعن اونا باهوش باشند، حالا حالا ها الافیم… مثلن کهریزک و بردن یه پزشک وظیفه اونجا اشتباه اینا بود… یه سوتی که باعث شد دوباره بحث ش گل کنه… یا این که آقایون اون بالا بپرن جون هم سر پول و قدرت… مگر نه پول نفت که هست، مردم هم که خاصیتی ندارند، باطوم هم که هست…
کلن خوبه که فکر میکنید. چیز خوبی نوشتین…
نوشته شده توسط مرسده در 29/11/2009 در 16:34
راس میگه زود مسیر و ساعت تظاهرات در شهرای بزرگ معلوم شه تا اطلاع رسانی کنیم…..چاپ اعلامیه و پخش کردنش وقت می گیره…..ضمنا امام حسین رو اینقدر بزرگش نکن…تو دیگه چرا؟//من نمیدونم جنگی که یه صب تا شب طول داده کجاش بزرگترین واقعه ی تاریخه؟اونم بخاطر قدرت!!!!!مگه کتاب نمی خونی؟
نوشته شده توسط مرگ بر بسیجی در 09/12/2009 در 16:07
ما می آییم فقط بگوکجا بیایم .
محرم سبز سبزه
نوشته شده توسط SNIPER در 31/12/2009 در 07:23
مادر موسوی کروبی خاتمی و مامان بزرگ توی ÷یک موتوری رو گاییدم
نوشته شده توسط SNIPER در 31/12/2009 در 07:30
مادر جنده ایرانی مردم دوست نمیشه حالا توی کونده خاهر بیا ÷ستون بند ننتو اینجا جر بده درود بر اوباما و مادر کسی رو گاییدم که رو نوشته من نظر بده
نوشته شده توسط fisnof در 01/01/2010 در 22:43
نوشته شده توسط moshaver در 29/11/2010 در 11:34
salam dastet dard nakoneone bad nabod vali khobam nabod jozeiyato bishtar kon .
mol